السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

418

تفسير الميزان ( فارسي )

علم و قدرت و قوت خدا آن را اقتضاء مىكند ، و همچنين ساير صفات - دقت فرمائيد . از اينجا معلوم مىشود عدم صحت قول بعضى « 1 » كه گفته‌اند : منظور معناى مجازى وجه خدا يعنى رضايت خدا و اطاعت مرضى ، رضاى او است ، چون وقتى كسى از كسى راضى شد به دو روى مىآورد ، خدا هم وقتى از ما راضى شد به ما روى مىآورد ، هم چنان كه وقتى خشم كرد روى مىگرداند . و نيز اينكه بعضى « 2 » ديگر گفته‌اند : منظور از وجه ذات است و در حقيقت مضاف آن حذف شده و تقدير « ذات وجه » بوده ، و معناى آيه اين است كه مىخواهند به ذاتى داراى وجه تقرب جويند . و همچنين اينكه بعضى « 3 » گفته‌اند : مراد از آن توجه است . و اينكه فرمود : « پروردگارشان را صبح و شام مىخوانند » مقصود از خواندن به صبح و شام استمرار بر دعا و عادت كردن به آن است به طورى كه دائما به ياد خدايند و او را مىخوانند ، چون دوام هر چيزى ، به تكرر صبح بعد از شام و شام بعد از صبح آن چيز است ، پس در حقيقت جمله مورد بحث بر طريق كنايه آمده است . بعضى « 4 » گفته‌اند : مراد از دعاى صبح و شام ، نماز صبح و شام است . و بعضى « 5 » ديگر گفته‌اند : فرائض يوميه است ، و ليكن هيچ يك به نظر درست نمىآيد . و در جمله * ( « وَلا تَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا » ) * اصل معناى « عدو » به طورى كه راغب « 6 » تصريح كرده تجاوز است . و اين تجاوز معنايى است كه در تمامى مشتقات و موارد استعمال اين ماده وجود دارد . در قاموس گفته : « عدا الامر » به معناى « از اين امر تجاوز كرد » مىباشد و « عدا عن الامر » به معناى « ترك اين امر كرد » است « 7 » . و بنا بر اين ، معناى جمله مورد بحث اين مىشود كه : ديدگانت را از آنان مبر ( يعنى رهايشان مكن ) و ديدگانت تركشان نكند ، و خلاصه براى خاطر زينت حيات دنيا اينان را رها مكن . و ليكن بعضى « 8 » گفته‌اند : اگر كلمه مزبور يعنى « تعد » به معناى تجاوز بود هرگز با حرف « عن » متعدى نمىشد ، زيرا تجاوز هيچ وقت با اين حرف متعدى نمىشود ، مگر آنكه به معناى عفو باشد ، و لذا زمخشرى در كشاف گفته : در جمله * ( « وَلا تَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ » ) * چون

--> ( 1 و 2 و 3 ) روح المعانى ، ج 15 ، ص 262 . ( 4 و 5 ) روح المعانى ، ج 15 ، ص 262 . ( 6 ) مفردات راغب ، ماده « عدا » . ( 7 ) قاموس ، ماده « عدا » . ( 8 ) روح المعانى ، ج 15 ، ص 263 .